مترجمان می دانند که هر زبان از دو لایه ژرف ساخت و روساخت تشکیل شده است. ژرف ساخت بیشتر زبان ها تا حدی به یکدیگر نزدیک است.
ترجمه نوعی بازآفرینی [اثراصلی] در زبان جدید است و نه صرفاً بر گردان یک اثر از زبانی به زبان دیگر. از این رو وفاداری به متن منحصر به این نیست که ساختار جمله های داستان بطور کامل از زبان خارجی به زبان فارسی برگردانده شوند.
بعضی از ترجمه های ادبیات داستانی، به حدی از معیارهای مرسوم عدول می کنند که موجب اعتراض و خشم خوانندگان می شوند. به نظر می رسد که عده ای از این مترجمان، به تازگی دوره دانشگاهی یا غیردانشگاهی زبان را تمام کرده اند و به دلیل عدم مشورت با مترجمان ورزیده و مجرب، ترجمه هایی بیرون داده اند که چند سال بعد، خودشان هم آنها را قبول نخواهند داشت.
بی شک این مترجمان می دانند که هر زبان از دو لایه ژرف ساخت و روساخت تشکیل شده است. ژرف ساخت بیشتر زبان ها تا حدی به یکدیگر نزدیک است. اختلاف اساساً به روساخت زبان مربوط می شود. تمام هنر مترجم هم در برگردان ساختاری همین روساخت است. مترجم باید گاهی برخی از کلمه ها را برحسب نیاز و قراین، از جمله های فارسی حذف کند و یا حتی به آن بیفزاید؛ تا در درجه اول معنا را منتقل کند و در درجه دوم سبک را. مترجم باید «بداند» و بتواند «بفهمد» که نویسنده چه خواسته بگوید؛ در مرحله اول این «خواست» را «انتقال» دهد، آنگاه سراغ «سبک» برود.
یک ترجمه فقط با روشنی، صراحت و وضوح محک زده نمی شود. دقت و صحت نیز ضرورت مطلق دارد. به بیان دیگر، وضوح و سلاست «خودساخته ای» که به وسیله مترجم ابداع می شود، بر ترجمه او مهر تأیید نمی زند.مترجم نمی تواند به اعتبار نقص کار نویسنده متن اصلی، عیب ترجمه خود را توجیه کند؛ زیرا مترجم متن زبان مقصد در برابر خوانندگان این زبان مسؤول است و نه نویسنده متن زبان مبدأ.
تبلیغات 