تبلیغات
مطالعات ترجمه
 
مطالعات ترجمه
مترجم باید محقق نیزباشد
درباره وبلاگ


منبع اصلی بیشترمطالب وبلاگ سایت مترجم آنلاین است
http://www.motarjemonline.com

مدیر وبلاگ : غزاله ابراهیمیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ترجمه یعنی عشق
یعنی واسطه ی دودنیای متفاوت شدن
ترجمه یعنی متنی را با دل وجان بخوانی وبفهمی وبه تصویر دل دیگران بنشانی






نوع مطلب : یک ترجمه ،یک تجربه(نوشته های شخصی)، 
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 27 فروردین 1390
غزاله ابراهیمیان





ابوالحسن نجفی، زبان شناس، مترجم و منتقد ادبی، متولد اصفهان ۱۳۰۸
اخذ مدرك لیسانس زبانهای خارجی از دانشكده ادبیات دانشسرای عالی
اخذ مدرك كارشناسی ارشد زبان شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه
عضو دائم فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی
برخی از آثار تألیفی او عبارتند از: غلط ننویسیم، مبانی زبان شناسی و كاربرد آن در زبان فارسی، فرهنگ فارسی عامیانه، وزن شعر فارسی و...
مترجم بیش از ۱۵جلد كتاب ادبی و هنری، برخی از آنها عبارتند از: شیطان و خدا (ژان پل سارتر)، گوشه نشینان آلتونا (ژان پل سارتر)، شنبه و یكشنبه در كنار دریا (روبرمرل)، كالیگولا (آلبركامو)، عیش و نیستی (تیری مونیه)، شازده كوچولو (اگزوپری)، خانواده تیبو (روژه مارتن دوگار)، نژاد و تاریخ (لكودلوی استروس)، ضدخاطرات (آندره مالرو) و...


از وی بیش از صدها نقد ادبی در مجلات و روزنامه های گوناگون به چاپ رسیده است. در میان مترجمان پرآوازه ای كه در عالم ادبیات و فرهنگ ایران آثار نویسندگان بزرگ و فلاسفه مشهور را به زبان سلیس و روان فارسی برگردانده اند، ابوالحسن نجفی، چیز دیگری است. زبان شناسی توانمند و مترجمی قهار. گرچه ترجمه در ایران دارای قرین سابقه تاریخی است، با این همه معدود بوده اند مترجمانی كه چون 'حبیب اصفهانی' توانایی برگردان آثار ادبی و فلسفی غربی را به نثری شیرین و بیانی شیوا داشته باشند و ابوالحسن نجفی چون مرحوم قاضی و... نادره دری است نایاب. البته از زمان ارتباط فرهنگ ایران با شرق و غرب و ترویج تبادلات فرهنگی و علمی با آنها آغاز شده است. اما اگر بعد از زمان مشروطه و اوایل قرن فعلی به دگرگونیها و تحولات ادبی نظری بیفكنیم، پی خواهیم برد كه ارتباط وسیع ایران و اروپا، اعزام محصلان به خارج از كشور - بیشتر فرانسه - رواج صنعت چاپ، انتشار روزنامه و دیگر عوامل چه تأثیر شگرفی بر تبادل اندیشه ها، فرهنگ و ادبیات ایران داشتند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصاحبه بااهل ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان

فرازبان در خدمت ترجمه

محمد حسن صانعی پور

چكیده:

در این مقاله سعی بر آن است تا با تحلیل فرآیند ترجمه و فعالیت مترجم و تعیین و تبیین مراحل و چارچوبهای آن، مساله فرمول نویسی1 فرآیند ترجمه به وسیله فرا زبان2 را در حوزه ترجمه شناسی طرح كند كه خود گامی در مسیر تعیین استانداردها و پارامترهای همگانی در حوزه ترجمه است. بر این اساس ابتدا جایگاه ویژه متن3 در فعالیت مترجم و به دنبال آن اهمیت تحلیل متن4 در ترجمه تبیین می‌‌شود. نگارنده معتقد است، ترجمه شناسی با به خدمت گرفتن تحلیل متن و پیشرفت و توسعه آن، می‌‌تواند گامهای مهمی در حل مسایل و مشكلات خود بردارد.


1- تعریف ترجمه

تعریف ترجمه از دیر باز مورد اختلاف میان مترجمان و ترجمه شناسان بوده است در میان تعاریف مختلف، عبارت ساده‌ای متداول است كه می‌‌توان به عنوان تعریفی روان از ترجمه پذیرفت. ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون كوچك‌ترین افزایش یا كاهش در صورت و معنی (صفوی، 1380، ص9). این تعریف بیشتر جنبه ایده آلیستی دارد و در واقع امر امكان وقوع چنین ترجمه‌ای تا به امروز اندك است.

البته از آن زمان كه زبان شناسی به كمك فن ترجمه آمد و در حوزه ماهیت و چگونگی ترجمه تحقیقاتی انجام داد، قدمهای مثبتی در راه رسیدن به این آرمان برداشته شد. زبان شناسی ساخت صوری و معنایی زبان را از یكدیگر جدا كرد و از طریق تحلیل تقابلی5 سطوح مختلف آوایی، واژگانی و نحوی زبان را تبیین نمود (صلح‌جو، 1365) و مطالعات معنی شناسی نیز مسائل ترجمه را واضح‌تر كرد و بیش از همه در مورد مساله «معادل یابی» گشایش خوبی به وجود آورد.

تحلیل فرآیند ترجمه

در اینجا سعی بر آن است كه به صورت ابتدایی و در حد نیاز فرآیند ترجمه به معنای عام كلمه را ب




نوع مطلب : دانستنی های ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان

سروش حبیبى



سروش حبیبى

- سروش حبیبى
مترجم
متولد ۱۳۱۲ ، تهران
- لیسانس مهندسى مخابرات از دانشگاه تهران
- فوق لیسانس مهندسى مخابرات از آلمان
- برنده جایزه یلدا به خاطر یك عمر فعالیت فرهنگى در سال ۱۳۸۳
- مترجم بسیارى از متون معتبر جهانى در زبانهاى انگلیسى، آلمانى، فرانسوى و روسى
- معروفترین آثار ترجمه شده وى عبارتند از: ژرمینال (امیل زولا) ، انفجار در كلیساى جامع (الخوكارتانیه) ، انقلاب مكزیك ، جن زدگان(داستایوسكى) ،جنگ و صلح (تولستوى) ، آناكارنینا(تولستوى) ، داستان دوست من(هرمان هسه) ، شبهاى هند(آنتونیو تابوكى) ، میدان ایتالیا (آنتونیو تابوكى)،خداحافظ گارى گوپر(رومن گارى) ،سگ سفید (رومن گارى) ، طبل حلبى (گونترگراس) و...


نوشتن از سروش حبیبى كار بسیار دشوارى است كه به لطف سیدرضا سیدحسینى دوست صمیمى و قدیمى اش میسر شد. گرچه در این راه نباید محبت «عبدالرحیم جعفرى» مؤسس و رئیس سابق انتشارات امیركبیر را فراموش كرد. سروش حبیبى به اعتراف اغلب مترجمین كهنه كار و با سابقه، از نوادر روزگار و عجایب دوران ماست كه به قول سیدرضاسیدحسینى در حال حاضر بر قله ترجمه ادبى ایران پرچم زده است و تشنگان ادبیات معاصر اروپا را با آثار فراوان و عمیق خود سیراب مى كند.

اینكه نوشتم حبیبى از نوادر روزگار ماست حرف بیراهى نیست. حبیبى كه متولد سال ۱۳۱۲ است مهندسى مخابرات خوانده و برخلاف بسیارى از زبان شناسان معاصر ایرانى تحصیلات رسمى اش هیچ ارتباطى به ترجمه ندارد. با این حال او از معدود مترجمان صدسال اخیر ایران است كه به چهارزبان مطرح روز دنیا تسلط غیرقابل انكارى دارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصاحبه بااهل ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان

مخاطب‌محوری در ترجمه

محمد شهبا

بحث اینجانب درباره مخاطب‌محوری در ترجمه است. هنگامی که از "مخاطب" سخن می‌گوییم و او را "محور" قرار می‌دهیم اغلب چنین به ذهن می‌آید که قرار است از "نویسنده" فاصله بگیریم و به سوی مخاطب یا خواننده گرایش پیدا کنیم. اما در اینجا مقصود از "مخاطب محوری" نه فروکاستن متن اصلی بلکه مفهومی است که در طی این مقاله ذکر خواهم کرد. آنچه در اینجا عرضه می‌کنم نظریه (theory) نیست بلکه نوعی نگرش (approach) است، یعنی قصد ندارد همچون نظریه چارچوبی برای تشخیص درست از نادرست بنیان بگذارد و هر چه را در این چارچوب نگنجد باطل بشمارد، بلکه می‌خواهد فرصتی فراهم سازد تا خودش را با ترجمه‌های گوناگون محک بزند و همپای ترجمه‌های تازه‌تر خودش را بازسازی یا به روز کند.

می‌دانیم که در ساده‌ترین تعریف ترجمه نیز "مخاطب" وجود دارد. با این همه، جالب اینجاست که بیشتر نظریه‌های ترجمه "متن‌محور" بوده‌اند و هستند، یعنی به مقایسه دو متن (متن مبدأ و متن مقصد) می‌پردازند و در پی کشف نوعی تعادل مقایسه‌ای‌اند. منظور از تعادل مقایسه‌ای این است که با مقایسه دو متن اصلی و متن ترجمه به بررسی "تعادل" از جنبه‌های گوناگون می‌پردازند.

در اینجا بد نیست مختصری درباره نظریه‌های ترجمه توضیح بدهم. این نظریه‌ها، همانگونه که می‌دانیم، به چند دسته تقسیم می‌شوند:1

1- برخی از نظریه‌های ترجمه به این باور دارند که متن ترجمه باید از نظر زیبایی‌شناختی (استتیک) به متن اصلی نزدیک یا معادل آن باشد. نمونه این نظریه نگرش کارگاهی آیور آرمسترانگ ریچاردز است.

2- برخی از نظریه‌های ترجمه بر این پافشاری می‌کنند که متن ترجمه باید از نظر ساختار زبانی نزدیک یا معادل متن اصلی باشد. نمونه: دیدگاه یوجین نایدا. این دیدگاه استوار بر علم ترجمه و کاربرد اصول زبان‌شناسی بویژه نظریات نوآم چامسکی در زمینه ترجمه است. کتاب یوجین نایدا با عنوان علم ترجمه خود گویای مطلب است.

3- در گروه دیگری از نظریه‌های ترجمه باور بر این است که متن ترجمه باید از نظر کارکرد و نقش ادبی نزدیک یا معادل متن اصلی باشد. نمونه دیدگاه‌اندره لفور Lefevere. این دیدگاه ویژگیهای ترجمه را بر موردپژوهی های تاریخی استوار می‌کند و از ترجمه برای بسط نظریه ادبی استفاده می‌کند نه بر عکس.

4- در برخی از نظریه‌های ترجمه بر این تأکید شده است که متن ترجمه باید از نظر شکلی (فرمال) نزدیک یا معادل متن اصلی باشد، البته با توجه به پذیرش در فرهنگ مقصد. نمونه: دیدگاه گیدئون توری. این همان نظریه نظام چندگانه است که از شکل‌گرایی روس و احتمالاً (تردید از من است) بحث "چندصدایی" بختین تأثیر گرفته است.

این چهار دسته، نظریه‌های کلاسیک و مبتنی بر اصالت متن اصلی به شمار می‌روند. در اینجا "اصالت" متن اصلی را به این معنا به کار می‌بریم که متن معنای قابل تعیین دارد. در این نظریه‌ها میان دو چیز تمایز آشکار و مشخصی برقرار می‌شود: یکی متن اصلی و دیگری متن ترجمه. بعلاوه، اغلب متن ترجمه را وابسته و متکی به متن اصلی می‌دانند و به تعادل میان این دو باور دارند. حتی نظریه گیدئون توری که بیشتر بر الزامات متن ترجمه شده در فرهنگ مقصد تاکید می‌کند نیز بر "روابط عملی ایجاد شده میان متن مبدأ و جانشین واقعی آن تمرکز دارد."2 آشکار است که این نظریه نیز، هر چند متن ترجمه را در سطحی بالاتر نشانده و آن را "جانشین واقعی" متن اصلی نامیده است، باز پای مقایسه دو "متن" در میان است و متن ترجمه با نگاه به متن اصلی تعریف می‌شود.

در مقابل، نظریه‌های شالوده‌شکن یا نگاه شالوده‌شکنانه به ترجمه از‌ اندیشه‌های فلاسفه این نحله فکری مانند دریدا و میشل فوکو تأثیر گرفته است: کل نوشته‌های دریدا را می‌توان درباره ترجمه و درباره شدنی یا ناشدنی بودن ترجمه دانست: "کل فلسفه بر مبنای ترجمه یا ‌اندیشه ترجمه‌پذیری است." به طور خلاصه، پرسشهایی که شالوده‌شکنان طرح می‌کنند چنین است:

اگر جهت فکر را از لحاظ نظری عوض کنیم و چنین فرض کنیم که متن اصلی به متن ترجمه وابسته است چه خواهد شد؟ چه خواهد شد اگر فکر کنیم که متن اصلی نمی‌تواند بدون ترجمه وجود داشته باشد و بقای آن نه به کیفیتی خاص در خود آن، بلکه به کیفیتهای موجود در ترجمه آن بستگی دارد؟3

در این دیدگاه، معنای غایی و قابل تعیین متن اصلی نفی می‌شود و در عوض به تکثر معنا در متنهای ترجمه شده توجه دارد. در این دیدگاه متن ترجمه است که به متن اصلی هویت می‌دهد. به گفته میشل فوکو: "مترجم آفریننده اصلی است." برخی دیدگاه‌های حاشیه‌‌ای نیز وجود دارد که چون تأثیر فراگیری در حیطه ترجمه نداشته‌اند از ذکر آنها خودداری می‌کنم، مانند نگرشهای فمینیستی به ترجمه.

هدف از این مقدمه نسبتاً طولانی این بود که نشان دهم در نظریه‌های ترجمه تاکنون بیشتر بر متن (خواه اصلی و خواه ترجمه) تأکید شده است نه بر کسی که متن برای او نوشته یا برای او ترجمه می‌شود: مخاطب. اگر گاهی، همچون در نظریه‌های شالوده‌شکن، به مخاطب توجه شده است نه به تواناییها و ناتوانیهای استنباطی او بلکه بیشتر به خود تفاوتهای تأویلی توجه شده است. البته مخاطب لزوماً همیشه خواننده نیست و گاهی، مانند مخاطب ترجمه فیلم یا ترجمه همزمان، شنونده است.

نگرشی که در اینجا می‌خواهم ارائه دهم با استفاده از روان‌شناسی ادراک و روان‌شناسی شناختی cognitive psychology و نیز نئوفرمالیزم (نوشکل‌گرایی) است و هدف این است که با توجه به تواناییهای ادراکی مخاطب در پردازش اطلاعات و داده‌های متنِ ترجمه، گوناگونی انواع ترجمه را توجیه کنم. این نگرش اصولاً ارزشی نیست و قصد ندارد معیاری برای انطباق ترجمه با این نگرش ایجاد کند. از سوی دیگر، صرفاً متن محور هم نیست بلکه توجهش بیشتر به مخاطب است. از سوی دیگر، این نگرش نه به فقط یک ترجمه "درست" از هر متن که به ترجمه‌های "درست" از یک متن، با توجه به مخاطب، معتقد است. و از همینجاست که نه به قداست متن اصلی که به بازآفرینی معنا در متن مقصد معتقد است؛ معنایی که ویژه مخاطب است اما لزوماً با نیت نویسنده همسویی ندارد.

این نگرش تکرار نظریه‌های "واکنش مخاطب" reader response هم نیست. زیرا آن نظریه‌ها خواننده‌ای آرمانی را در نظر دارند که تواناترین و بهترین و بصیرترین خواننده روی زمین و احتمالاً در همه کائنات است! بحث من درباره خوانندۀ معمولی است که من و شما هم جزو همین دسته قرار می‌گیریم، زیرا احتمالاً ادعا نداریم که خوانندۀ آرمانی همه متون هستیم. اما این مخاطب، فعال است نه منفعل. نظریه‌های پیشین تا ‌اندازه‌ای خواننده یا مخاطب را اسیر و مقهور متن اصلی یا ترجمه می‌دانند. اما مخاطبی که من در نظر دارم مخاطب واقعی است، مخاطبی همچون همه ما که در هنگام رویارویی با متن تصمیم می‌گیرد، متن را پردازش می‌کند، فرضیه می‌سازد و آنها را با علایم درون متنی و برون متنی و بینامتنی محک می‌زند.

این نگرش در اصل ساخته من نیست، ولی پیشنهاد کاربردش در زمینه ترجمه از من است. این نگرش از سوی دو تن از بزرگان نوشکل‌گرایی – دیوید بردول4 و کریستین تامپسون5 – برای چگونگی ادراک مخاطب از روایت سینمایی طرح و شرح شده است و من می‌خواهم آن را با تغییراتی در زمینه ترجمه پیشنهاد کنم.6 بسیار شنیده‌ایم که دوست داریم بدانیم در هنگام ترجمه در جعبه سیاه ذهن مترجم چه می‌گذرد. نگرشی که در اینجا ارائه می‌دهیم علاوه بر توجه به جعبه سیاه ذهن مترجم، بیشتر به چیزی توجه دارد که در هنگام رویارویی با متن در ذهن مخاطب می‌گذرد.


مفهوم و اصطلاح اصلی این نگرش، استنباط است. می‌دانیم که دو نوع پردازش در استنباط ما دخیل است: یکی از عمق به سطح (مثل ادراک رنگ) که خودبخودی است و ما اغلب در مورد آن فرضیه‌سازی نمی‌کنیم. و دیگری از سطح به عمق (مثل یافتن دوستی در میان جمع و شناختن وی) که با فرضیه‌سازی و آزمون و خطا همراه است.7
به نظر می‌رسد که مخاطب نیز در رویارویی با متن به طور کلی و متن ترجمه به طور ویژه با همین دو روش پردازش سروکار دارد:

1- پردازش از عمق به سطح (در برخورد با واژگان و ساختهای آشنا) که استنباط معنای آنها تقریباً آنی و بی‌فاصله است.

2- پردازش از سطح به عمق (در برخورد با واژگان و ساختهای ناآشنا) که استنباط معنای آنها با فرضیه‌سازی و تأخیر همراه است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانستنی های ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان
نا گفته هایی از ترجمه فیلم در گفتگویی با دکتر دیاز سینتاس


مصاحبه و ترجمه از: فاطمه جبارزاده
دانش آ موخته کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی - دانشگاه تربیت معلم




دکترخورخه دیاز سینتاس (Jorje Diaz-Cintas) استاد دانشگاه امپریال کالج لندن در رشته مطالعات ترجمه و به طور اخص ترجمه دیداری_شنیداری است. او همچنین در زمینه ترجمه فیلم، کتاب ها و مقالات بسیاری به رشته تحریر درآورده است. دکتر دیاز سینتاس به زبانهای اسپانیولی، انگلیسی و فرانسه آشنایی کامل دارد و مقالات و کتابهای خود را به این زبانها تالیف کرده است. او همچنین چندین فرهنگ دو زبانه (اسپانیولی_فرانسه، اسپانیولی_انگلیسی) منتشر کرده و سردبیر مجله تخصصی ترجمه می باشد. این مصاحبه از طریق اینترنت و در تاریخ 25 فوریه، 2008 صورت پذیرفته است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دکتر دیاز سینتاس می تو انید به این نشانی مراجعه کنید:


www.imperial.ac.uk/people/j.diaz-cintas


مقدمه

بر اهل فن پوشیده نیست که قدمت پنچاه ساله ترجمه فیلم در ایران تلاشی بیش و پیش از این را می طلبیده است. متأسفانه تاکنون مطلب جامعی در زمینه ترجمه فیلم چاپ نشده و منبع قابل اعتمادی در دسترس علاقه مندان به این موضوع وجود ندارد. ترجمه فیلم در هیچ رشته و گرایشی، چه رشته سینما و چه رشته زبانهای خارجی، تدریس نمی شود. بنابر این هر چه در عرصه ترجمه فیلم به بازار عرضه می شود از دو حالت خارج نیست: یا ترجمه ها توسط مترجمان فیلم که عموما ترجمه را به صورت تجربی فراگرفته اند انجام می شود یا مترجمان تازه کار و بعضا افرادی با توانایی پایین علمی مبادرت به ترجمه فیلم نموده اند که در هر دو صورت علاوه بر علمی نبودن مبنای کار ، ایرادات فراوانی هم بر آنها وارد است. توجه به موارد فوق نگارنده را بر آن داشت تا در قدم اول به صورت علمی و با مراجعه به مرجعی قابل اعتماد که سالها در این زمینه تحقیق و تدریس نموده است، اطلاعاتی در کم و کیف و چند و چون ترجمه فیلم به دست آورد.


در آغاز تقاضا می کنم تعریفی کوتاه و در عین حال جامع و مانع از ترجمه فیلم ( یا به عبارتی ترجمه دیداری_شنیداری) ارائه دهید؟

ترجمه فیلم پدیده ای نوظهور در مطالعات ترجمه است که دربرگیرنده ((فرآیند ترجمه)) در رسانه های دیداری_ شنیداری است. لفظ ترجمه فیلم، واژه ای عام است و به ترجمه کلیه تولیدات دیداری_شنیداری که در آنها صورت کلامی با دیگر عناصر رسانه ای همراه می شوند اطلاق می گردد. در مواردی چون آوازها و برنامه های رادیویی، پیام صرفا به صورت شنیداری منتقل می شود. در موارد دیگری مانند تصاویر فکاهی بدون کلام (نوشتار) که عموما در مجلات چاپ می شوند و یا تبلیغات بدون کلام و موارد مشابه، صرفا بعد دیداری مد نظر است و کلام در کار نیست. در تولیدات دیگر دیداری_شیدا ری مانند فیلمهای سینمایی، داستانی، مستند و سریال ها از هر دو بعد انتقال پیام استفاده می شود. زمانی ما از اصطلاح ترجمه فیلم استفاده می کنیم که تصویر و صدا و کلام همزمان، موازی هم قرار بگیرند. این همزمانی چندگانه (تصویر، صدا و کلام) از موانع و محدودیت های ترجمه فیلم به شمار می آید. برخی از انواع ترجمه که به عنوان زیر مجمومه ترجمه فیلم از انها یاد می شود عبارتند از دوبله، صدا روی تصویر، زیرنویس، میان نویس، زیرنویس برای ناشوایان و کم شنوایان و توصیف شنیداری برای نابینایان.


چرا علی رغم اهمیت ترجمه دیداری_شنیداری، خصوصا ترجمه فیلم، در دنیای امروز این نوع ترجمه هنوز در حاشیه است؟

معتقدم دلایل زیادی سبب در حاشیه بودن و تا حدودی در حاشیه ماندن این نوع ترجمه بوده است. برخی از دلایل عبارتند از:

  • ترجمه فیلم تا حد زیادی وابسته به تکنیک و فناوری است و همین مسئله باعث شده بسیاری از اساتید به جهت پیچیدگی آن تمایلی برای ورود به این حوزه نداشته باشند.
  • فناوری به سرعت در حال تغییر و توسعه است و باز هم بسیاری از اساتید تمایلی به همراهی و همگامی با این تغییرات سریع و صرف وقت برای به روز شدن ندارند.
  • وابستگی این رشته و این نوع ترجمه به فناوری و گران بودن آن سبب شده تا بسیاری از دانشگاه ها توانایی مالی دایر کردن این دوره ها را نداشته باشند. به عنوان مثال نرم افزارهای زیرنویس حرفه ای بسیار گران هستند.
  • مطالعات ترجمه از دیرباز بیشتر به انواع ترجمه مکتوب (خصوصا ترجمه ادبی) توجه نشان داده و همین امر سبب به حاشیه رانده شدن انواع دیگر ترجمه از جمله ترجمه شفاهی و ترجمه فیلم بوده است.
  • و نهایتا، اساتید چه از نظر تئوری و چه عملی برای تدریس این رشته آموزش نمی بینند و از آمادگی لازم برخوردار نیستند.

به نظر شما کدام نظریه در مبحث ترجمه فیلم تأثیرگذار و کارساز بوده است؟

ب

ادامه مطلب


نوع مطلب : مصاحبه بااهل ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان



نویسنده: كریستینا شفنر
مترجم: بهروز كروبی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراك

ترجمه خوب كدام است؟

مسأله كیفیت همواره در مباحث مربوط به ترجمه چه به عنوان یك محصول و چه به عنوان یك فرایند از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. بسیار شنید ه ایم كه می گویند هدف از هرگونه فعالیت ترجمانی تولید ترجمه ای خوب یا به عبارت دیگر متن مقصدی خوب است. اما بر اساس چه معیاری می توان گفت كه ترجمه ای در مقایسه با ترجمه های دیگر خوب یا بد و ضعیف است؟ معیارهایی كه برای این امر ذكر می شوند، بسته به هدف از ارزیابی و چهارچوب نظری بكار گرفته شده توسط افرادی كه كیفیت ترجمه را ارزیابی می كنند، با هم متفاوت می باشد. هاوس ( 1997:1 ) می گوید: "پیش نیاز ارزشیابی كیفیت یك ترجمه وجود یك نظریه ترجمه است. بنابراین، وجود نگرشهای مختلف نسبت به ترجمه منجر به تفاوت برداشت ها از مفهوم كیفیت ترجمانی و در نتیجه، تفاوت روش های ارزیابی آن می گردد."

پاسخ معمول به این پرسش كه "ترجمه خوب كدام است" آن است كه: ترجمه خوب تا حد ممكن دقیق است (برای مثال نیومارك، 1991:2 ). اما، "دقت" مفهومی نسبی است، یعنی ما ناگزیریم بپرسیم "دقیق نسبت به چه چیزی؟"
معمولاً معیار سنجش در چنین ارزشیابی متن مبدأ است، به عبارت دیگر ترجمه خوب بازآفرینشی دقیق از (پیام) متن مبدأ می باشد. در مدل های زبانشناختی ترجمه غالباً چنین برداشتی حكمفرما است (نیوبرت و شرو، 1992:19 ). برای ارزیابی كیفیت ترجمه در این مدلها، متن مقصد با متن مبدأ مقایسه می گردد تا مشخص شود آیا متن مقصد بازآفرینشی دقیق، صحیح، كامل، وفادارانه، یا درست از متن مبدأ می باشد یا خیر. این مقایسه هم از نظر كمی (یعنی كامل بودن انتقال پیام) انجام می گیرد و هم از نظر كیفی، یعنی دقیق بودن در "معانی صریح و ضمنی از نظر ارجاعی و كاربردی" (نیومارك، 1991:111 ). مدل ارزیابی غالب درآموزش ترجمه، خصوصاً در كلاس های ترجمه ای كه بخشی از دوره های آموزش زبان در مدارس و دانشگاه ها بحساب می آیند، نیز بدین گونه است.

مطالعات ترجمه رشته ای متنوع است،


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانستنی های ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان

ابزار الکترونیکی ترجمه

ابراهیم گل آور و محمدحسین امامی

چکیده

در این مقاله سعی شده است تا هر آنچه که مترجم می تواند از رایانه در کار ترجمه اش بهره گیرد در نه بخش و تحتِ عنوانِ ابزارِ الکترونیکی ترجمه معرفی شود. در هر بخش، ضمن برشمردن عللِ به کارگیری چنین ابزاری، تعدادی از مهمترین برنامه های رایانه ای مرتبط نیز فهرست وار نامبرده می شود. نرم افزار معرفی شده تحتِ سیستم عامل ویندوز کار می کند و در شماری از موارد نیز مقایسه ای بین آنها صورت می گیرد. پژوهشِ حاضر بر آن است تا با ارائۀ فهرستی کاربردی، اهمیت فراگیری کار با این نرم افزارها را در ترجمه نشان دهد. همچنین امید است با ذکرِ اهمیتِ امر، لزومِ گنجاندنِ آموزشِ چنین مهارتی در برنامۀ آموزشی دانشجویانِ رشتۀ مترجمی نیز بیان شود.

واژه های کلیدی
چاپِ رایانه ای، غلط گیری، ،(PDF) واژه پردازها، ویرایشگرهای تصویر، ترجمه به کمکِ رایانه، فایلهای پی دی اف، مترجمانِ مستقل

مقدمه

تفّکرِ اولیۀ نگارشِ مقالۀ حاضر از مقالۀ دکتر حسین ملانظر که با نام « گزیده ای از منابعِ و پایگاه های اینترنتی » در فصلنامۀ مطالعاتِ ترجمه به چاپ رسید، گرفته شده است. در واقع، مقالاتی که تاکنون در زمینۀ ارتباطِ ترجمه و رایانه حداقل در مطالعاتِ ترجمه چاپ شده است، همگی به تصویرِ کلی چنین ارتباطی نگاه کرده اند و هیچ کدام به برشمردن نامِ ابزار لازم در ترجمه نپرداخته اند. ولی با توجه به مواردِ گوناگونِ استفاده از رایانه در ترجمه، لازم است مترجم حداقل برای موفقیت بیشتر و افزایشِ سرعت در کار خویش با نرم افزارهای مربوط به ترجمه آشنا شود. این مقالهِ حاصل جمع آوری اطلاعات از پایگاه های اینترنتی مختلف تولیدکننده نرم افزار و ابزاری است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ترجمه مربوط هستند. از دهۀ 1940 ، که ایده استفادهِ از رایانه برای نخستین بار مطرح شد، تا امروز پژوهش های بسیاری در این زمینه چه در بخشِ سخت افزار و چه در زمینۀ نرم افزار صورت گرفته است. امروزه از رایانه در تمامی رشته ها استفاده می شود و حتی تقریباً هر رشته ای بسته های نرم افزاری خاصِ خود را دارد. ترجمه نیز از این امر جدا نیست و بسته های نرمافزاری گوناگونی وجود دارد که موردِ استفاده مترجمان قرار می گیرد. از جمله محققانیِ که در زمینه معرفی نرمافزارهای ترجمه پژوهش کرده اند عبارتند از:
دهلر (Dohler) درسالِ 1997، اوسترموهل (Austermuhl) درسال 2001، نوگویرا (Nogueira) و سومرز (Somers) در سال 2003. البته باید خاطر نشان کرد که این افراد در کتابهای خود بیشتر به ابزار
ترجمه به کمک رایانه پرداخته اند.

ابزار الکترونیکی ترجمه

می توان مواردِ زیر را به عنوانِ مهمترینِ ابزارِ الکترونیکیِ ترجمه نام برد:

1) واژه پردازها
2) فرهنگ لغت و دایرة المعارف های الکترونیکی
3) اینترنت و ابزار آن
4) ویرایشگرهای تصویر ایمج ادیتورز Image Editors
5) ابزارِ ترجمه به کمک رایانه
6) ابزارِ مرتبط با فایلهای پی دی اف PDF
7) ابزار چاپ رایانه ای Desktop Publishing Tools
8) ابزارِ غلط گیری
9) ابزارِ لازم برای مترجمانِ مستقل

هر یک از این ابزار در بخشهای بعدی به تفصیل معرفی می شوند.


1. واژه پردازها

واژه پردازها مهمترینِ ابزارِ مترجم هستند، چرا که به وسیلۀ آنها مترجم می تواند به راحتی تایپ کند. در ضمن، برنامه های جانبیِ این ابزار نیز کمکِ شایانی به مترجم می کنند. این برنامه های کمکی که مثلاً کارِ بررسی غلط های املایی و دستوری متن را در حین تایپ انجام می دهند، در درون واژه پردازها عمل می کنند. البته در زمینۀ تصحیح املایی می توان از اسپل (ASPELL) نیز یاد کرد که مستقل از واژه پرداز عمل می کند. از دیگر ویژگی های جالبِ واژه پردازها شمارشِ کلِ کلماتِ یک متن است. البته در این مورد نیز کَت کانت (CATCOUNT) و اِنی کانت (ANYCOUNT) از برنامه هایی هستند که مستقل از واژه پرداز عمل می کنند. وظیفۀ نرم افزارِ اول شمارشِ کلماتِ در پروژه های ترجمه به کمک رایانه و وظیفۀ نرم افزارِ دوم شمارشِ کلمات در فایلهای آر تی اف (RTF)، اچ تی ام ال (HTML)، پی دی اف (PDF) و... است. از جمله مهمترین واژه پردازهای موجود در بازار عبارتند از: مایکروسافت ورد (Microsoft Word)، اُپن آفیس (Open Office)، او آر جی رایتر (Org Writer)، و اَبیورد (Abiwordا).


2


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانستنی های ترجمه، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
غزاله ابراهیمیان


( کل صفحات : 12 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...